تبلیغات
باران...

تا ابد..........

 

تا ابد

تا ابد

تا ابد دوستت دارم ... 

شراب خواستم...
گفت : " ممنوع است "
بوسه خواستم...
گفت : " ممنوع است "
نگاه خواستم...
گفت: " ممنوع است "
نفس خواستم...
گفت : " ممنوع است "
...
حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ،
با یک بطری پر از گلاب ،
آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه ،
سنگ سرد مزارم را
و
چه ناسزاوار
عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ،
نگاه می کند و
در حسرت نفس های از دست رفته ،
به آرامی اشک می ریزد .
...

تمام تمنای من اما
سر برآوردن از این گور است
تا بگویم هنوز بیدارم...
سر از این عشق بر نمی دارم
...
تا ابد دوستت دارم


ارسال شده در تاریخ: شنبه 30 اردیبهشت 1391 || دیدگاه ()

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد كل بازدیدها :
آخرین بازید از وبلاگ :
آخرین بروزرسانی :